تبليغاتX
لعنتی
آخرین روایت نوستالژیای شاهرود
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط لعنتی 

فرق نمی کند.هیچ فرقی نمی کند که تو "همچون دیگران کوپن نانی بگیری و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروی و سر در آخور خویش فرو کنی" یا  خیلی محترمانه و امروزی تر در اداره ای و شرکتی لقب مهندسی و رییسی و ..بگیری.که البته دیگر توی یک لا قبا را  بازار راهت هم نمی دهند. که تخم و ترکه های صیغه ای حضرات آیات عظام سلاصین شکر و شیره و کوفت و زهر مار  قرق خودشان کرده اند آن جا را .تو همان لیسانسه ماهی 500000 هزار تومانی فلان شرکت هم که باشی کلاهت را انداخته ای بالا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط لعنتی  | 

جمله ای درباره آسمان هست که نویسنده اش را خاطرم نیست:وقتی به آسمان چشم می دوزید به "کجا" نگاه نمی کنید بلکه به "کی" نگاه می کنید و این حکایت نگاه کردن من به کتابخانه ام است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط لعنتی  |